معنی مثملة
5 بازدید
[ مَ مَ لَ ] (ع اِ) استادنگاه آب. (منتهی الارب) (آنندراج). ایستادنگاه آب. و چاه بزرگ و یا تالاب عمومی که از آن آب می کشند. (ناظم الاطباء). برکهٔ آب. حوض آب. (از اقرب الموارد).[ مِ مَ لَ ] (ع اِ) پشم پاره که بدان روغن بر مشک و شتر مالند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - آوندی که در آن ترف نهند. (منتهی الارب) (آنندراج). سبدی از برگ خرما که در آن کشک و ترف می نهند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - خریطهٔ شبان که بر دوش دارد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - گل ته چاه. (ناظم الاطباء). گلی که از ته چاه بیرون آورند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مثملة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر