معنی مثلة
6 بازدید
[ مَ ثُ لَ / مَ لَ ] (ع اِ) عقوبت. (منتهی الارب) (ترجمان القرآن) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (محیط المحیط). - کاری که بدان عبرت گیرند. ج، مثولات، مَثُلات. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عذابی که در قرون گذشته به کسی رسیده باشد و بدان عبرت گیرند. ج، مَثُلات. (از اقرب الموارد). - قطع گوش و بینی و دیگری از اعضاء. (ناظم الاطباء).[ مُ لَ ] (ع مص) عقوبت کردن و عبرت دیگران گردانیدن. مَثل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). - گوش و بینی بریدن. (منتهی الارب). و رجوع به مثله شود. - گوش و بینی بریدگی، اسم مصدر است. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و رجوع به مثله شود. - (اِ) آفت. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مثلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر