معنی مثبی
5 بازدید
[ مُ ثَ بْ بی ] (ع ص) گردآورنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تثبیة شود. - پیوسته باشنده برکاری. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ملازم کاری. (ناظم الاطباء). - اصلاح کنندهٔ چیزی. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - افزون و تمام کننده. - بزرگ دارنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - بر خوی پدر رونده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد). - آنکه شکایت حال و حاجت خود پیش کسی برد و یاری خواهد. (آنندراج) (از منتهی الارب). و رجوع به تثبیة شود.
کلمات همقافیه با «مثبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر