معنی مثامنة
5 بازدید
[ مُ مَ نَ ] (ع مص) بها کردن. (منتهی الارب). بها کردن و قیمت کردن. (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).[ مَ مِ نَ ] (اِخ) هشت ملوکند از حمیر که خود را از جهت فرق ثمانیة مثامنة گفتند. (منتهی الارب). نام هشت نفر از پادشاهان حمیر. (ناظم الاطباء). و رجوع به لباب الانساب ج ۲ شود.
کلمات همقافیه با «مثامنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر