معنی مثاقیل
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مثقال. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): مثاقیل حسنات به ثواب آن گرانبار گردد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۲۰). - مؤنت. القی علیه مثاقیله؛ یعنی مؤنت خواست از وی و انداخت بروی مؤنت خود. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مثاقیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر