معنی متکیس
4 بازدید
[ مُ تَ کَ یْ یِ ] (ع ص) به تکلف زیرکی نماینده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): و متفرسان نجوم و متکیسان طب. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۲۵). - ظرافت کننده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متکیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر