معنی متکهل
5 بازدید
[ مُ تَ کَ هْ هِ ] (ع ص) به مرد کهل مانسته. (منتهی الارب). کهل شده. به سن کهل رسیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): فلیکن ذلک المشایخ و المتکهلین دون الشبان. (ابن البیطار یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - خود را به کهلان منسوب کرده. رجوع به تکهل شود.
کلمات همقافیه با «متکهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر