معنی متکلح
4 بازدید
[ مُ تَ کَ لْ لِ ] (ع ص) آسمان پیاپی درخشنده از برق. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - ترشروی و کسی که در ترشرویی دندانها را بهم می نمایاند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به تکلح شود.
کلمات همقافیه با «متکلح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر