معنی متکثر
11 بازدید
[ مُ تَ کَ ثْ ثِ ] (ع ص) افزوده و متزاید. (ناظم الاطباء). بسیار. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد): پس اگر چنین نیست، و هر صفتی را بذات خویش معنی دیگریست، یک جوهر شش صفت متکثر باشد، متوحد و منفرد نباشد. (جامع الحکمتین ناصرخسرو ص ۶۵). و چون فنون علم متکثر و متعدد است ... (تجارب السلف). و رجوع به تکثر شود. - توانگر و دولتمند. - کسی که وانمود کند به چیزی که دارا نیست. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «متکثر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثر» برای سرودن شعر