معنی متکا

معنی متکا

8 بازدید
[ مُ تْ تَ ] (ع اِ) (از «وک ء») تکیه گاه (غیاث) (آنندراج) (دهار). تکیه جای و تکیه گاه. (ناظم الاطباء). تکیه جای. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) . ج مُتَّکات. (اقرب الموارد). تکیه گاه. پشتی. آنچه بدو تکیه کنند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): از آسمان نخست برون تاخت قدر او هم عرش نطعش آمد و هم سدره متکا. خاقانی. آستانت گنبد سیمابگون را متکاست بندهٔ سیماب دل سیماب شد زین متکّا. خاقانی (چ سجادی ص ۲۲). مرا دان بر از هفت ده متکائی که در ظل آن متکا می گریزم. خاقانی. آنچنانکه یوسف صدیق را خواب بنمودی و گشتش متکا مرمرا لطف تو هم خوابی نمود آن دعای بی حدم بازی نبود. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۱۷۴، نیکلسن ج ۳ ص ۱۳۴). - در تداول فارسی، بالین. بالش. وساده. نهالی. نهالین. بالشت. بالشی چون استوانه ای از پر و جز آن انباشته که گاه خفتن زیر سرنهند. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). مأخوذ ازتازی، بالش مستطیل و مدور آکنده از پر مرغ و جز آن که در هنگام خواب زیر سرگذارند و بر آن نیز تکیه کنند و گرد بالش یا گرد بالین نیز گویند. (ناظم الاطباء): متکا در گله با سندلی این معنی گفت که تویی بقچه کش و تکیه بمن دارد یار. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۳). کمر حجت است قاری را عوض متکاست با دیوار. نظام قاری (دیوان البسه ص ۳۰). بر هر تنی است جودش همچون لباس شامل طبعش بجود چون تن بر متکاست مایل. نظام قاری (دیوان البسه ص ۳۱). - متکاء ریسمانی؛ عبارت است از رسنی که از ریسمان پنبه یا پشم بافند و درویشان در وقت مراقبه گرداگرد هر دو زانو بکشند. آن را کمند وحدت نیز گویند. (غیاث) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «متکا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید