معنی متوکز
5 بازدید
[ مُ تَ وَکْ کِ ] (ع ص) پر شده. (ناظم الاطباء). - آمادهٔ بدی گشته. - حاضر خدمت و مواظب خدمت. (ناظم الاطباء). آماده و مهیا. (از اقرب الموارد). - آن که چشم داشت چیزی دارد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متوکز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کز» برای سرودن شعر