معنی متوکد
9 بازدید
[ مُ تَ وَکْ کِ ] (ع ص) ایستاده و آماده بر کاری. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال ظل متوکداً بامر کذا و متوکزاً؛ ای قائماً مستعداً. (از اقرب الموارد). و رجوع به متوکز شود.
کلمات همقافیه با «متوکد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کد» برای سرودن شعر