معنی متوهر
7 بازدید
[ مُ تَ وَهْ هِ ] (ع ص) آن که مضطر کند کسی را در سخن به چیزی که متحیر بماند در آن. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). قطع کنندهٔ سخن کسی. (ناظم الاطباء). - بیشتر از شب و یا از زمستان گذشته. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - ریگ فرودریده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به توهر شود.
کلمات همقافیه با «متوهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر