معنی متوقز
5 بازدید
[ مُ تَ وَقْ قِ ] (ع ص) بی قرار و بی آرام که خواب نبرد. (از منتهی الارب). بی قرار و غلطان در بستر که خواب نرود. (ناظم الاطباء). متوفز. (محیط المحیط). تصحیف متوفز با فاء. (از اقرب الموارد). و رجوع به متوفز شود.
کلمات همقافیه با «متوقز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قز» برای سرودن شعر