معنی متوصل
5 بازدید
[ مُ تَ وَصْ صِ ] (ع ص) نعت از توصل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پیوستگی جوینده. به لطف. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شایق به متحد گردیدن و پیوسته شدن. و رجوع به توصل شود. - متصل و متحد و پیوسته. - دارای علاقه و رسیده و متعلق. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متوصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر