معنی متوسع
7 بازدید
[ مُ تَ وَسْ سِ ] (ع ص) فراخ نشسته. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به توسع شود. - فراخ. وسیع : این بندهٔ ثناگر متوقع است و مجال امیدش متوسع. (مرزبان نامه ص ۱۰).
کلمات همقافیه با «متوسع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سع» برای سرودن شعر