معنی متوره
5 بازدید
[ مُ تَ وَرْ رِهْ ] (ع ص) نادانستگی و نااستادی کننده در کار. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). گول و احمق و نادان. (ناظم الاطباء). و رجوع به توره شود.[ مَ رَ ] (اِخ) اصلش مَتُهرا. نام شهری معروف، معبد اهل هند. (آنندراج) (بهار عجم): چون زند سبز متوره، حرف از پازند حسن بهر زیب نطق مصحف خوان گل از بر کند. ملاطغرا (از بهار عجم و آنندراج).
کلمات همقافیه با «متوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر