معنی متوحد
6 بازدید
[ مُ تَ وَحْ حِ ] (ع ص) فرد یگانه و بی مثل و بی مانند و تنها و مجرد. (از ناظم الاطباء). یگانه. منفرد. صاحب یگانگی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجل متوحد؛ مرد یگانه. واللََّه المتوحد؛ اللََّه صاحب یگانگی. (از منتهی الارب) (آنندراج). رجل متوحد؛ مرد یگانه و نیز از صفات باریتعالی جل شأنه میباشد. یقال: اللََّه المتوحد؛ خدای صاحب یگانگی. (ناظم الاطباء): یک جوهر شش صفت متکثر باشد، متوحد و منفرد نباشد. (جامع الحکمتین ص ۶۵). - خلوت نشین. (ناظم الاطباء). که با مردم نیامیزد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «متوحد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حد» برای سرودن شعر