معنی متوالی
5 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) پیاپی شونده و پی در پی آینده. (غیاث) (آنندراج) (از منتهی الارب). پیاپی و پی در پی و پیوسته و متصل و متعاقب و مسلسل. (ناظم الاطباء). فرهنگستان ایران پیاپی را بجای این کلمه پذیرفته است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود: آید بر هر کس که بر او کرد تولی از مجلس او دولت و نعمت متوالی.سوزنی. ... و آن را فاصلهٔ کبری از بهر آن خواندند که غایت متحرکات متوالی است. (المعجم چ دانشگاه ص ۳۱). قرب دو سال متواتر و متوالی عساکر ادبار، روی بدان دیار آورده ... (عالم آرا چ امیرکبیر ج ۱ ص ۲۳).
کلمات همقافیه با «متوالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر