معنی متواطیء
7 بازدید
[ مُ تَ طِءْ ] (ع ص) با هم موافقت و سازواری و اتفاق کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب). موافق و سازوار با همدیگر. (ناظم الاطباء). - (اصطلاح منطقی) آن کلی است که حصول معنی و صدق آن بر همهٔ افراد ذهنی و خارجی آن یکسان باشد مانند انسان که بر همهٔ افراد ذهنی و خارجی انسان منطبق شود، خواه قوی باشد و خواه ضعیف، دانشمند و یا نادان. چنانکه نمیتوان گفت یکی انسان است و دیگری بیشتر از او انسان است. (از تعریفات جرجانی). مقابل مشکک : و نه چنان سپیدی بر برف و بر کافور، که یکی را بیش از دیگر نیست تا متواطی بودی. (دانشنامه ص ۳۸).
کلمات همقافیه با «متواطیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر