معنی متهدی
5 بازدید
[ مُ تَ هَ دْ دی ] (ع ص) راه یابنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (ازاقرب الموارد). کسی که راه می یابد. (ناظم الاطباء): و در معالجه بیماران متهدی شدم. (کلیله و دمنه). و رجوع به تهدی شود. - راهنمایی شده بواسطهٔ خدا. - راست و درست. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متهدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر