معنی متهتک
6 بازدید
[ مُ تَ هَ تْ تِ ] (ع ص) رجل متهتک، مرد بی پروای که از رسوایی باک ندارد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بی پروا. رسوا. مفتضح. پرده دریده. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): دولت ز مهتر متهتک جدا سزد از تو جدا مباد که بس بی تهتکی.سوزنی. و از متهتکان قفچاق یکی بود که نام او بچمن بود. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «متهتک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر