معنی متهادر
4 بازدید
[ مُ تَ دِ ] (ع ص) با هم مباح گرداننده خون را. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). متهادم. (ناظم الاطباء). و رجوع به تهادر و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «متهادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر