معنی متنبه
4 بازدید
[ مُ تَ نَ بْ بِ هْ ] (ع ص) خبردار و آگاه. (غیاث). بیدار و هوشیار و آگاه و خبردار. (ناظم الاطباء). آگاه شده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). - متنبه ساختن؛ آگاه کردن. خبردار کردن : هرگاه حضرت شاه از این حکایت تحاشی مینماید او را متنبه سازد. (عالم آرا چ امیرکبیر ص ۲۱۶). - متنبه شدن؛ با خبر شدن. آگاه شدن : و می گفتند که الیسع بدین سخنان میخواهد که شما را بفریبد ایشان متنبه نشدند. (تاریخ قم ۱۰۳). - بیدار و هوشیار شونده. (آنندراج). بیدار شده از خواب و هوشیار شده. (ناظم الاطباء). رجوع به تنبه شود. - تأدیب کننده و تنبیه کننده. - یادآوری کننده. در خاطر آورنده. - کسی که پند میگیرد و نصیحت می پذیرد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متنبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر