معنی متنایک
5 بازدید
[ مُ تَ یِ ] (ع ص) (از «ن ی ک») پلکها که فرو نشیند بر یکدیگر. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پلک فرو هشته از خواب و مردم سخت خفته. (ناظم الاطباء). و رجوع به تنایک شود.
کلمات همقافیه با «متنایک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر