معنی متناوب
8 بازدید
[ مُ تَ وِ ] (ع ص) به نوبت گیرندهٔ آب و جز آن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). به نوبه. به نوبت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تناوب شود.
کلمات همقافیه با «متناوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر