معنی متناظر
6 بازدید
[ مُ تَ ظِ ] (ع ص) بریکدیگر نگرنده. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نگرنده یکی مر دیگری را. (ناظم الاطباء). - مقابله نماینده. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مقابل و روبرو. (ناظم الاطباء). و رجوع به تناظر شود.
کلمات همقافیه با «متناظر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظر» برای سرودن شعر