معنی متنادم
6 بازدید
[ مُ تَ دِ ] (ع ص) همدیگر همنشینی کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب). مشغول به هم صحبتی و همدمی در گفتگو و همنشینی در مجلس شراب. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تنادم شود.
کلمات همقافیه با «متنادم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر