معنی متمول
6 بازدید
[ مُ تَ مَ وْ وِ ] (ع ص) بسیارمال. (آنندراج) (ربنجنی). مالدار و بسیارمال و توانگر. (ناظم الاطباء). چیزدار. دارا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): آنجا شخصی ترسا دیدم که از متمولان مصر بود. (سفرنامهٔ ناصرخسرو ص ۷۷).
کلمات همقافیه با «متمول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر