معنی متموج
6 بازدید
[ مُ تَ مَ و ] (ع ص) بشدت موج زننده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بسیار موج دار و موج زننده و دریای مضطرب و متلاطم و دیوانه و خشمناک و دارای طوفان. (ناظم الاطباء). رجوع به تموج شود. - شوریده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «متموج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر