معنی متمنی
7 بازدید
[ مُ تَ مَ نْ نا ] (ع ص) آرزو کرده باشد. (آنندراج) (غیاث).[ مُ تَ مَ نْ نی ] (ع ص) آرزومند. (آنندراج) (غیاث). کسی که آرزو می برد و میخواهد. خواهش کننده. آرزو دارنده و پرسنده و درخواست کننده و مستدعی و استدعا کننده. (ناظم الاطباء). آرزوخواه. آرزومند. خواهشگر. خواستار و آرزو برنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - خوانندهٔ نبشته و دستخط. - دروغگو. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - مخترع و آن که حدیثی را از نو پیدا میکند و افسانه را بر می بافد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). رجوع به تمنی شود.
کلمات همقافیه با «متمنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر