معنی متمرق
7 بازدید
[ مُ تَ مَ رْ رِ ] (ع ص) اسب فربه شدن گرفته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ تَ مَ رْ رَ ] (ع ص) رنگ کرده به مریق یا به زعفران. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). رنگ کرده به زعفران و گل کافشه. (ناظم الاطباء). جامهٔ رنگ کرده به عصفر یا زعفران. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «متمرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر