معنی متمدن
5 بازدید
[ مُ تَ مَ دْ دِ ] (ع ص) شهرنشین. تربیت شده در شهر. مقابل وحشی : دیو با مردم این ملک نکرد آنچه کنند این گروه متمدن به جنوب و به شمال. بهار (دیوان ج ۱ ص ۶۸۵). و رجوع به تمدن شود. - مجازاً باتربیت. مؤدب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «متمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر