معنی متمثل
5 بازدید
[ مُ تَ مَ ثْ ثِ ] (ع ص) پدیدکنندهٔ مثل و آنچه بر مثال چیزی بود. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اقامه کنندهٔ مثل و مثل آورنده. (ناظم الاطباء). - آن که قصاص میگیرد و پاداش میخواهد از کسی. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به تمثل شود. - مقلد (ناظم الاطباء). - کسی که درخواست میکند کنایه و یا استعاره و یا مثل را. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متمثل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثل» برای سرودن شعر