معنی متمایل
5 بازدید
[ مُ تَ یِ ] (ع ص) به این طرف و آن طرف جنبنده. (ناظم الاطباء): ای سپس مال و آز مانده شب و روز نیستی الاکه سایهٔ متمایل.ناصرخسرو. جلوه کنان میرویّ و باز نیایی سرو ندیدم بدین صفت متمایل .سعدی. - در خم و چم شونده، مأخوذ از تمایل بمعنی خمیدن. (غیاث) (آنندراج). - کج شده و خمیده شده. (ناظم الاطباء). رجوع به تمایل شود. - میل و خواهش کننده. (غیاث) (آنندراج). میل کرده و راغب شده و مایل گشته. (ناظم الاطباء). گرایسته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «متمایل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر