معنی متماوت
4 بازدید
[ مُ تَ وِ ] (ع ص) پرستندهٔ خدای به ریا. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پرستندهٔ خدای بطور ریا. (ناظم الاطباء). - کسی که حیله میکند مرده شدن را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تماوت شود.
کلمات همقافیه با «متماوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر