معنی متماری
7 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) به شک شونده. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مشکوک و در گمان و شک. (ناظم الاطباء). - جنگجو و ستیزه جو و منازعه و مخاصمه کننده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به تماری شود.
کلمات همقافیه با «متماری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر