معنی متمادی
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) دراز. (آنندراج) (غیاث). هر چیز دراز و طولانی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کشیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مدت متمادی؛ مدت دراز و زمان بسیار. (ناظم الاطباء). - ستیهنده در چیزی. (آنندراج) (از منتهی الارب). ستیزنده و خصومت کننده. - کسی که الحاح و اصرار در کاری میکند و مداومت بر آن مینماید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تمادی شود.
کلمات همقافیه با «متمادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر