معنی متماحلة
7 بازدید
[ مُ تَ حِ لَ ] (ع ص) مؤنث متماحل. خانه های دور از خانه ها. یقال دارُ متماحلة؛ ای متباعده. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ قبل شود. - فلاة متماحلة؛ دشت بی کران. بیابان بعید الاطراف. (از اقرب الموارد). رجوع به متماحل شود.
کلمات همقافیه با «متماحلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر