معنی متماجع
5 بازدید
[ مُ تَ جِ ] (ع ص) با هم بی باکی نماینده و فحش گوینده. (آنندراج) (از منتهی الارب). متماجن. گستاخ و بی ادب و بی شرم و فحاش به همدیگر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تماجع و تماجن شود.
کلمات همقافیه با «متماجع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جع» برای سرودن شعر