معنی متلد
6 بازدید
[ مُ لَ ] (ع ص) مال کهنه و قدیمی و موروثی. (منتهی الارب) (آنندراج). - مال و دولت و مال موروثی. (ناظم الاطباء). - ستوری که نزد صاحبش زاده یا نتاج داده. (منتهی الارب) (آنندراج). غلام یا ستوری که نزد صاحبش زاده یا نتاج داده باشد. - غلامی که از بچگی آورده و آن را تربیت کرده باشند. (ناظم الاطباء).[ مُ لِ ] (ع ص) خداوند مال کهنه و قدیم. (منتهی الارب) (آنندراج). مال کهن. (مهذب الاسماء). خداوند مال موروثی. - خداوند غلام و یا ستوری که در خانهٔ خود شخص زاده شده باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ قبل شود.[ مُ تَ لْ لِ ] (ع ص) گرد آورنده. (آنندراج) (از منتهی الارب). کسی که جمع میکند و گرد می آورد و فراهم میکند. (ناظم الاطباء). - بازدارنده. (آنندراج) (از منتهی الارب). آن که دفع میکند و باز میدارد و منع میکند. (ناظم الاطباء).[ مُ تَ لْ لَ ] (ع ص) قدیم و کهنه. (ناظم الاطباء). خلق متلد؛ خلق قدیم. (آنندراج) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «متلد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر