معنی متلاطم
7 بازدید
[ مُ تَ طِ ] (ع ص) با همدیگر طپانچه زننده و به یکدیگر لطمه زننده. این لفظ اکثر در صفت دریای شدیدالموج واقع میشود. (آنندراج) (غیاث). با هم طپانچه زننده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به تلاطم شود. - مضطرب و لطمه و صدمه بر همدیگر زننده. (ناظم الاطباء). - دریای بسیار موج. (ناظم الاطباء). که موجهای آن بایکدیگر خورد (دریا). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «متلاطم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طم» برای سرودن شعر