معنی متقور
5 بازدید
[ مُ تَ قَ وْ وِ ] (ع ص) مار پیچنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مار پیچیده و حلقه شده. (ناظم الاطباء). - گذشته شده بیشتر از شب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به تقور شود.
کلمات همقافیه با «متقور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر