معنی متقعفز
6 بازدید
[ مُ تَ قَ فِ ] (ع ص) برروی درافتاده. (ناظم الاطباء). متکبب [ مُ تَ کَ ب بِ ]. یقال: غصن متقعفز و شجرة متقعفزة. (از اقرب الموارد). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «متقعفز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فز» برای سرودن شعر