معنی متقطر
6 بازدید
[ مُ تَ قَ طْ طِ ] (ع ص) آن که آماده شود کارزار را. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آمادهٔ کارزار. (ناظم الاطباء). - خوشبوی مالیده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - خوشبوی شده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تقطر شود.
کلمات همقافیه با «متقطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر