معنی متقارش
6 بازدید
[ مُ تَ رِ ] (ع ص) نیزه های با هم پیوسته در معرکه. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). درآمیخته در جنگ. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تقارش شود.
کلمات همقافیه با «متقارش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر