معنی متقابلان
6 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص، اِ) تثنیهٔ متقابل. دو چیز رویاروی یکدیگر. و رجوع به تقابل شود. - (اصطلاح منطقی) دو امری هستند که از یک جهت در یک زمان در محل واحد جمع نشوند و یا دو امری میباشند که صادق نباشند بر شی ء واحد در حالت واحد در جهت واحده. بالجمله دو امری که با یکدیگر تباین داشته باشند ولو تباین جزئی متقابلانند و امور متقابله چهار قسم اند و به عبارت دیگر تقابل میان دو امر به یکی از چهار وجه محقق می شود از این قرار: ۱- متقابلان به تقابل ایجاب و سلب؛ یعنی دو امری که یکی سلبی و دیگری ایجابی باشد مانند انسان ولا انسان که نسبت میان وجود و عدم شی ء است و اجتماع و ارتفاع آنها نشاید و این تقابل متحقق در ذهن است نه در خارج. ۲- متقابلان به تقابل تضاد؛ و آن دو امری است که هر دو وجودی بوده و تعقل هر یک به قیاس به دیگری نباشد و مابین آن دو غایت بعد و خلاف باشد و اجتماعشان ممکن نبود ولکن ارتفاعشان شاید. مانند تقابل میان سفیدی و سیاهی. ۳- متقابلان به تقابل تضایف؛ و آن دو امرند که وجودی بوده و تعقل هر یک مستلزم تعقل دیگری است: مانند ابوت و بنوت به اعتبار وجود «اب» و «ابن» در خارج. ۴- متقابلان به تقابل عدم و ملکه؛ و آن چنان است که هرگاه دو امر بنحوی باشند که یکی از آن دو، عدم دیگری باشد در موضوعی که قابل وجود امر معدوم باشد مانند عمی و بصر زیرا عمی «عدم البصر» است. در موردی که شأن او بصیر بودن است. رجوع به فرهنگ علوم عقلی دکتر سجادی ص ۱۷۰ و ۵۲۳ و رجوع به کلمهٔ تقابل و نیز تهافت التهافت ص ۵۴۲ و درةالتاج ج ۳ ص ۲۱ و دستورالعلماء ج ۳ ص ۲۰۶ و تعریفات جرجانی و تفسیر مابعدالطبیعه ابن الرشد شود.
کلمات همقافیه با «متقابلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر