معنی متقابل
10 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص) نعت است از تقابل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). با هم روباروی گردنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مقابل و روباروی. (ناظم الاطباء). روی بهم دارنده. روبروی یکدیگر. ج، مُتَقابِلین : {/Bوَ نَزَعْنََا مََا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوََاناً عَلی ََ سُرُرٍ مُتَقََابِلِینَ . ۱-۱۱۱۵:۴۷/}(قرآن ۱۵/۴۷).{/B عَلی ََ سُرُرٍ مُتَقََابِلِینَ .۱-۳۳۷:۴۴/} (قرآن ۳۷/۴۴). - (در اصطلاح شطرنج) حالت دو شاه در موقعی که روی عرض یا ستون یا قطر متقابل هم قرار گرفته باشند و هیچ حایلی بین آنها نباشد و خانه های میانشان هم فرد باشد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «متقابل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر