معنی متفکر
7 بازدید
[ مُ تَ فَ کْ کِ ] (ع ص) اندیشنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اندیشه کننده و فکرکننده و تأمل کننده و باتدبیر و اندیشناک و در اندیشه. آن که بیندیشد. (ناظم الاطباء): عاقل متفکر بود و مصلحت اندیش در مذهب عشق آی و زین جمله برستی. سعدی. - مردم موقر و باثبات و سنگین. (ناظم الاطباء). - مردم سراسیمه. (ناظم الاطباء). - حیران و آشفته. (ناظم الاطباء). اندیشه ناک و آشفته و غمگین. ج، متفکرین.
کلمات همقافیه با «متفکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر