معنی متفقه
6 بازدید
[ مُ تَ فَ قْ قِ هْ ] (ع ص) فقیه. (از آنندراج) (از منتهی الارب). عالم به علم فقه. فقیه و دانای شرع الهی. (ناظم الاطباء). دانشمند در مسائل شرعی. ج، مُتَفَقِّهَة و مُتَفَقِّهین : از بی ادبی باشد و از پست مقامی سجع متنبی گفتن پیش متفقه. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۹۰).
کلمات همقافیه با «متفقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر